Sunday, July 19, 2009

"جایی برای داد زدن"

هی دور،دور،دور... دور بزن در خیابان های شهر،دست انداز های خیابان ها را
رد کن.هی دور،هی دور،دور،دور... دور بازی! این هم شد کار؟ساعت های تفریحت را در ترافیک سنگین بگذران.هی اوقات فراغتت را صرف نگاه کردن از پنجره ی ماشین کن.یعنی اگر بخواهی،بخواهم بروم جایی و اصلا تفریح که نه،فقط بخواهم داد بزنم جایی نیست؟

از مقاله ی فهیمه خضر حیدری،40چراغ،27 تیر 1388

5 comments:

نیما said...

سلام آدینه جان من نیما هستم دوست سابق روشنک
خیلی اتفاقی امروز وبلاگت رو دیدم
کلمه ها و جمله هایی که به کار بردی به دور از هرگونه نقد و چالش چون اصلا کار من نیست فوق العاده با احساس هستن
بازم سر می زنم به وبلاگت
موفق باشی

Anonymous said...

khob!manzooooor??!:D

Nima said...

منظور اینکه قرار نیست همیشه برای سوالات جواب داشته باشی
فعلا بمون تا حوصله کنم جوابت رو بدم
:D:D:D:D

adineh said...

albate oon commenti ke gofte "manzoor" shaghayeghe ke esmesh nayoftade inja!

Nima said...

قصد ایشون شوخی بود و من هم همچنین
فکر نکنم هیچکدوم ناراحت شده باشیم
ضمنا چرا اینقدر وبلاگت کم پست می خوره ؟
گفته بودن دل نوشته دیگه نه تا این حد
بیشتر داره می شه کم نوشته تا دل نوشته