از سر شب تا حالا این سومین باره که این دفتر لعنتی روز باز می کنم.دلتنگی ها... "هزار خورشید تابان" رو با یه بغض کشنده شروع کردم که مصیبت زندگی زنها تبدیل به اشکش کرد،اینکه من هم تکرار همون "مریم" هستم،با همون بد بختی های هم جنسام! که شاید فقط صورت این بدبختی ها با هم فرق می کنن! همه تکرار همیم.شقایق؟ آره بازهم تکرار...اینکه هر پسری ادامه ی پسر های قبلشه... بلاست کوشا یادته که:"عشق خیال باطلی است مبنی بر اینکه این زن با بقیه فرق دارد"؟ زن یا مرد! انسان یا شی،اصلا چه فرقی می کنه! همه چی عین همه،همه ی آدما عین همن،همه تکرار همن،من تکرار تو شقایق،تو تکرار روشنک و روشنک تکرار من و به قول تو فقط صورت قضایا با هم فرق می کنن،صورت این قضایای لعنتی که ول کنمون نیستن!... همه چی دوباره می چرخه.تا پلک به هم زدم،تا اومدم بفهمم زندگی یعنی چی یه سد دیگه دارن جلو پاهام می ذارن! یه کنکور لعنتی دیگه که هر چی شبه خوشی تو زندگی هست رو بیاد و مثل دفعه ی قبلش با خاک یکسان کنه، که دوباره با شروع شدنش همه ی اعضای خاندان ما شروع کنن به مردن و همه ی
بد بختی های دنیا درست مثل سه سال پیش خراب شن رو سرم و من به دنبال یه ذره تمرکز هی بدوام،هی بدوام و هی بدوام! باز هم تکرار اون عذاب وجدان های لعنتی که بعد از یه دور قدم زدن تو خیابونهای لعنتی این شهر خراب شده و همه ی آدمای مزخرفش بهم دست می داد. باز هم مرگ، با هم ذره ذره نابود شدن جگر گوشه هام، باز هم من و به قول شاملو "توان غمناک تحمل تنهایی،تنهایی،تنهایی،تنهایی عریان،انسان دشواری وظیفه است." می خوام برم خدایا،نه از این شهر خراب شده، نه از این مملکتی که سر تا پاشو گند پر کرده،نه حتی از این دنیای به قول خودت فانی... می خوام برم یه جایی که هیچ وجوبی وجود نداشته باشه که من مجبور به حرف زدن باهاش باشم...آره یه جایی که حتی خود تو هم نباشی...یه جایی که انقدر فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم تا ذره ذره های مغزم متلاشی شن...تا اون موقع هیچ شم،نیست شم
5 comments:
الان خیلی عجله دارم ولی نتونستم جلو خودم رو بگیرم که کامنت نذارم تا بعد بیام کاملش کنم
این خط عجیب توی چشمم هستش :
تو تکرار روشنک و روشنک تکرار من
دقیق یادم نیست ولی توی یه مطلبی از ویکتور هوگو این رو خونده بودم که :
ای کاش باور ها مون رو با باورهای باور پذیر مطابقت بدیم تا باورمون بشه باورهامون باور هیچ کس نمی شه
aval yek tozihi bedam gooya sooe tafahomi shod man too oon coment ke neveshtam " khob manzoooor" tarafam adine boode va neveshtash ke kenaye bood be ozaye asafnaakemoon ! na shoma aghaye balai!:D
dovom inke...bale...in tekrar...che begooyam hame harfaro ke mizanim ba ham...khoobe edame bede mashalla zood zood update mikoni cheshe mano door didi!
chera chand vaghte Depsordei?
bikhi baba
hala khoobe too shahreti,pishe khoonevadati,doostato mibini,mitooni beri tafrih,jom`eha ta`tili &...
pas age jaye man boodi chikar mikardi?!
ehtemalan ye tighi be rag mizadio ... :D
khodahafezi :)
گفتم :صبور باش
خود کرده را مجال نیست
با خود پیچیده را
انکار ِ کار نیست
نه توبه
نه دیوار حاشا
نه حرف مفت
کارساز ِ این در ِ بسته ماکار ساز نیست
قفلی است
که بازش نمی کند دعا
کلید این قفل
بر قفل ساز نیست
Anjomane adabie inja?:D
man ke nemidoonam mozoo chie,faghat midoonam too ye senni adam injoori mishe...
Post a Comment